1385/12/13

      • v 10000- 4000 ق م دوران پیش از تاریخ

      در دوران پیش از تاریخ که بخش بزرگی از اروپا را تو ده های یخ فرا گرفته بود  ، نجد ایران در غرب آسیا دوره باران را سپری می کرد . باران های سیلاب زا در این سرزمین پهناور که با وسعت حدود 2600000 کیلو متر مربع از سویی از دره های دجله و فرات تا دره رود سند و پامیر و از سوی دیگر از دریای خزر و بیابان توران تا خلیج فارس امتداد یافته است .

      دریا چه های وسیعی پدید  آورده بود که تا حدود 10 هزار سال پیش از میلاد مسیح وجود داشتند .

      از آن پس با تغییر تدریجی آب و هوای نجد ایران و فرا رسیدن دوره خشک که هنوز هم ادامه دارد ، جریان رودخانه ها کند ، و در یاچه وسیع مرکزی خشک شد و زمین های پست  و بلند از رسوبات مصب دورخانه ها سر از آب بر آوردند .

      در آن دوران مردم در شکاف کوه ها و در پناه در ختان می زیستند و از راه شکار ارتزاق می کردند .

       زیستگاه گروهی از بو میان این سرزمین تنگه پایدا در کو ه های بختیاری ( در شمال شرقی شوشتر کنو نی ) و ابزار آنان چکش و تیر سنگی با دسته چوبی بود و برای کاستن ازنا هنجاری  این ابزار آن ها را صیقل می دادند .

      در آن زمان مردم ظروف سفالین خود را به شیوه ای بسیار ابتدایی     می پختند .

       نگهبانی آتش و شاید ساختن ظروف سفالین بر عهده زنان بود . هم آنان بودند که با چوبدستی در کوه ها ریشه های خوردنی نباتات و میوه های وحشی را جستجو می کردند و به این ترتیب با شناخت فصل رویش گیا هان به مرور با کشاورزی آشنا می شدند .

      در پی خشکی هوا و سرازیر شدن جانوران از کوه ها به سوی دشت ها سا کنان آن عصر نیز در تعقیب جانوران رو به دشت ها نهادند و از آن پس زندگی تا زه ای را بر مبنای شکار ، کشاورزی و دامداری آغاز کردند .

      سیلک نزدیک کاشان از قدیمی ترین سکونتگاه های بو میان دشت نشین سرزمین ایران است .

      در دشت خانه ها نخست آلونک هایی بود که از شا خه های درختان درست می شد و بعد کم کم جای خود را به چینه های محقر داد .

       دشت نشینان با ادامه شکار و تو سعه فعالیت های کشاورزی ، کم کم موفق به ذخیره سا زی آذو قه شدند .

      دو ک های ابتدایی که از آن ادوار با قی مانده و حلقه های آن ها از جنس گل رس پخته یا سنگ است ، نشان می دهد که مردم در آن زمان  با نساجی هم کم و بیش آشنا شده بودند .

       هنرمندان عصر حجر ذوق خود را با کنده کاری بر روی استخوان ، حک تصاویر حیوانات بر دسته ابزار و نقاشی بر روی ظروف سفالین آشکار می ساختند .

      در آن دوران مردگان را با اندیشه حیات پس از مرگ به شکل دنیوی خود ، کف خانه ها دفن می کردند تا آنان همچون ایام زندگی پیشین خود در خوراک خانواده به داحتی سهیم باشند و نیز در قبر ها در کنار جسد مردگان انواع و سایل زندگی و ظروف و اسلحه و ابزار کار را       می نهادند  تا مورد استفاده مردگان قرار گیرد .

      در اواخر این عهد بود که بو میان سرزمین ایران مس را که فلزی بسیار نرم و قابل ورقه شدن است شناختند ، بدون این که به روش ذوب آن آگاهی یابند .

      ایران نخستین سرزمینی است که از ساختن فلزات بهره گرفت و از ایامک باستان معادن بسیار غنی طلا ، نقره ، مس ، آهن ، سرب قرمز و زرنیخ در آن ( و بیش از همه جا در استان کرمان کنونی ) استخراج می شد .

      به این ترتیب در هزار پنجم قبل از میلاد عناصر اولیه اقتصاد انسانی شامل صید ماهی ، شکار ، کشاورزی ، دامداری و بهره برداری ازط منابع زیرزمینی در سرزمین ایران شناخته شده بود .

      به مرور زمانم اضافه تولید سبب رونق تجارت شد .

       در آن عهد اغلب مبادلات بین نواحی داخلی سرزمین ایران از جمله دشت سیلک با سرزمین های دور دست از جمله حاشیه خلیج فارس توسط دستفروشان دوره گرد سرو سامان می یافت .

      •v  4000- 2500  ق م  روستانشینی در دوران

      پیش از تاریخ

      در ادوار پیش از مهاجرت آریایی ها به ایران ، تاپورها ، آماردها ، کاسپی ها ، کا دوسی ها و گلا ها در نقاط مختلف سرزمین ایران سکونت داشتند .

       با توسعۀ ده نشینی ، روابط اجنماعی میان مردم به مرور گسترش می یافت و همسایگان در امور کشاورزی ، آبیاری اراضی و ساختمان سازی به یاری هم بر می خاستند .

      خانه سازی با آجر انجام می شد و برای تزیین ، دیوارها را با استفاده از مخلوطی از اکسید آهن و عصارۀ میوه به رنگ قرمز در می آوردند . پیشرفت مهمی که در این دوره صورت گرفت ، اختراع چرخ        کوزه گری  و کوره آجر پزی بود که امکان تهیۀ انواع ظروف سفالین و کاسه ها ، جام ها و خمره های بزرگ را میسر ساخت .

      نقاشی بر روی ظروف ( هنری که زادگاه اصلی آن نجد ایران است ) شامل تصاویری از شکار یا ستیز با حیوانات وحشی بود .

       آشنایی روش قالب ریزی ، ساختن مجسمه های تزیینی حیوانات و اسباب بازی کودکان و هدایای نذری را ممکن ساخت و در پی آن با رواج صنعت فلز کاری به تدریج اسباب سنگی جای خود را به ابزار مسی از قبیل دشنه و چاقوی مسی داد .

      رونق تجارت سبب مبادلۀ اضافه تولید با سرزمین های دیگر شد ، به ویژه در مورد کالاهایی ماند پوست ، پیکان ، تبر سنگی ، میوه ، گله ، رمه و بالاتر از همه مواد غذایی مانند گندم و جو که بومی ایران است و از ایران به مصر و اروپا برده شد .

      در فرآیند مبارلات پایاپای برای حفظ کالای تجارتی ، با علامت گذاری بر روی کلوخه ای از رس و جا دادن آن در دهانه خمره یا بستن آن به یک طناب ، محتویات خمره یا عدل کالا مهروموم می شد.

      بازار فروش زینت آلات شامل صدف، عقیق و فیروزه هم گرم بود . علاوه بر آن از سنگ بلور و سنگ لاجورد ( وارداتی از پامیر ) و سنگ یشم ( وارداتی از نقاط دورتر ) هم برای تزیین استفاده می شد .

      در آغاز هزاره سوم قبل از میلاد دشت بین النهرین ( در غرب نجد ایران در امتداد بین دو رود دجله و فرات ) وارد عصر تاریخی شد و متونی که ساکنان بین النهرین دربارۀ تاریخ سرزمین خود باقی گذاشتند ، قسمتی از تاریخ ایران را هم روشن کرد .

       البته باید عیلام را که به زودی وارد عهد تلریخ می شد،استثناء دانست ؛

      اما درباره نواحی شمالی دشت شوش ، اطلاعات اندک ما اغلب منحصر به منابع سرزمین بابِل ( مطابق جنوب عراق کنونی ) است.

      اقوامی که در آن زمان در ایران نزدیک سر حدات غربی و جنوب غربی زندگی می کردند و مردم سومر و قوم سامی نژاد دشت بین النهرین با ایشان تماس مداوم داشتند ، از جنوب به شمال عبارت بودند از :

      عیلامیان ، کاسیان ، لولوبی ها و گوتی ها .همه آنان به یک دستۀ نژادی تعلق داشتند و زبانشان به هم وابسته بود.

       فشار مستمر دشت   بین النهرین که پیش تر به صورت  پادشاهی های متمدن در آمده بود ، همه آن اقوام را مجبور کرد که در یک زکان متحد شوند ، هر چند که این اتحاد موقت بود .

       از سوی دیگر در نواحی داخلی تر سرزمین ایران نزاع عظیم بدویان و نیمه بدویان با سکنه خانه نشین ادامه داشت.

      از نظر یک مورخ بابلی در آن عصر عالم تمدن به دامنه های زاگرس خاتمه می یافت و تا حدود 2000 سال بعد هم که با تاسیس شاهنشاهی هخامنشی جهان مزبور از سر حدات مذکور به عقب کشیده و به دورترین نقاط در آسیای مرکزی برده شد و حدود آن به شمال سیحون رسید ، همین عقیده باقی بود .

      هر زمان که کشور بابل تحت سلطنت سلسله ای جدید و قوی بود ، فشار دشت بین النهرین بر ساکنان جبال شدید می شد.

       از سوی دیگر ، انحطاط بابل به منزلۀ نواختن شیپور جمعی برای اقوام ساکن تپه ها بود که آنان را به پایین فرا می خواند تا دشت غنی مزبور را غارت کنند و حتی آن را در مدتی کم و بیش طولانی اشغال نمایند و تحت سلطه خود در آورند .

      •v  2500 - 1500 ق م     عیلامیان

      تاریخ سرزمین ایران تا پیش از ورود آریایی ها به تاریخ عیلام منحصر می شود .

       عیلامی ها که خود را ها تمتی می خواندند ، در طی قرون متمادی از کوه های شمال و شرق دشت شوش به جلگه سرازیر شدند و نخستین جامعه متمدن را در نجد ایران به وجود آوردند و با غلبه بر اقوام مختلف و از جمله دشت نشینان " سیلک "  تمدن خود را توسعه دادند .

      با سلطه عیلامی ها بر سیلک عصر جدیدی در آن سرزمین آغاز شد که تغییراتی را در شیوه زندگی مردم در پی داشت . در آن عصر مردم خانه ها را با دقتی بیشتر با درهایی بسیار کوتاه می ساختند .

       جواهر سازی با استفاده از مهره های طلا، نقره ، لاجورد، عقیق و سنگ سفید رونق یافته بود و حتی مردگان را آراسته به جواهر دفن می کردند .

      از لحاظ جغرافیایی قسمتی از عیلام به ناحیه پست جنوبی شبکه رودهای دجله و فرات تعلق داشت و مردم آن در ادوار مختلف با ساکنان سومر  ( قسمت جنوبی بابل ) و اکد ( قسمت شمالی بابل ) در جنگ بودند .

      عیلامی ها از نظر فرهنگی به مردم بین النهرین وابسته بودند و پس از ابداع خط در اواخر هزاره چهارم قبل از میلاد در بین النهرین ، عیلامی ها هم نوعی خط نیمه تصویری به وجود آوردند .

       با این حال خط میخی همسایگان سومری و اکدی خود را هم پذیرفتند و حتی زبان آنان را نیز به کار می بردند.

       حکومت عیلان نوعی حکومت متحده شامل ایلاتی تحت حکومت حاکمانی بود که تابع نایب السلطنه بودند و او نیز به نوبه خود از پادشاه عیلام فرمان می برد .

       در مآ خذ باستانی 4 نام جغرافیایی عمده در داخل مملکت عیلام ذکر شده که عبارتند از شوش ، اُوان ( در حوالی شوشتر کنونی در جنوب شرقی شوش ) ، انشان ( در کوه های بختیاری ) و سیمش( در شمال شرقی شوش در حدود خرم آباد کنونی در لرستان ) .

      در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد در اوان دولت مقتدری بر سر کار بود که مدت مدیدی بر بین النهرین استیلا داشت .

       اما در حدود 2500 سال قبل از میلاد با غلبه پادشاه  کیش بر اوان تا حدودی وضع عیلام آشفته شد . در این عصر اهمیت ایران در زندگی  ملل  آسیای غربی افزایش یافت .

       حکومت های مقتدر بین النهرین به مواد اولیه برای ساختن ابنیه ، اسلحه و اشیاء هنری نیاز داشتند و سیاست اقتصادی آنان ایجاب می کرد که بیش از پیش در جستجوی بازارهایی برای کالاهای خود بر آیند .

      ایران به خاطر مجاورت و نیز ثروت معدنی خود توجه این قدرت ها را به خود جلب می کرد ، به طوری که پیوسته در فکر الحاق نواحی غربی آن به قلمرو خود بودند .

      کتیبه های سارگن اول ( 2340 - 2305 ق م ) پادشاه اکد حاکی از جنگ او با عیلام است . گویا سارگن سرزمین های فتح شده را به فرمانروایان مغلوب وا می گذاشت ، مشروط بر اینکه مطیع وی باشند .

      از زمان نرمسین ( 2290 - 2255 ق م ) آخرین پادشاه بزرگ اکد پیمانی بین او و شاه اوان باقی مانده که نخستین سند مهم در تاریخ عیلام است و شگفت انگیز آن که این سند به خط عیلامی نوشته شده است ، در حالی که تمام اسناد قبلی شاهان اکدی به خط اکدی است .

      همزمان با انقراض سلسله شاهان اوان کشورهای عیلام و اکد گرفتار هجوم گوتیان ( ساکنان سرزمین گوتیوم در کوه های شرق بابل ) شدند و پس از پایان استیلای گوتیان ، شاهان سیمش مدتی تابع شاهان لاگاش   ( شهر قدیم سومر در جنوب بین النهرین ) و مدتی تابع سلاطین اور     ( سرزمینی در جنوب بابل بین بصره و بغداد کنونی ) بودند .

      عاقبت یکی از شاهان سلسله سیمش پادشاه او را اسیر کرد و عیلام استقلال خود را باز یافت .

       سلسله سیمش در حدود 1860 ق م منقرض شد . در قرن 17 قبل از میلاد حمورابی پادشاه بابل                        ( 1704 - 1662 ق م ) ضربه بزرگی به عیلامی ها زد و آنان را تا مدتها از صحنه تاریخ راند.

      •v  1500 - 1000 ق م    مهاجرت آریایی ها

      در قرن 14 قبل از میلاد سلسله جدید عیلامی ها تا سیس و در کم تر از یک قرن به بزرگترین قدرت نظامی خاور میانه تبدیل شد و با        جنگ هایی  سخت در بایل و آشور و زاگرس اقتدار خود را تا نیم قرن حفظ نمود .

      قلمرو عیلام شامل قسمت اعظم بین النهرین در شرق دجله و سرزمین های وسیعی در ایران تا حدود تخت جمشید و سواحل خلیج فارس و بوشهر بود .

      در اوج قدرت دولت عیلام تجددی در هنر ها و معماری  پدیدار شد . در همه شهر های مهم معابدی بنا گشت .

      یکی از مراکز عمده هنر شهر شوش بود و عایدات عمده مملکت به سوی این شهر سرازیر می شد .

       در پی اختراع مفرغ در قرون پیشین که موجب تکمیل روش ایجاد اشیاء فلزی گشت ، تقاضای مواد خام روز افزون شده بود .

       این سرچشمه ثروت ،ایران را به عنوان یکی از مهمترین تهیه کنندگان مس ، قلع، سرب، چوب و سنگ بیش از پیش در جمع ملل متمایز کرد. در این عهد علاوه بر همسایگان غربی ، هند نیز مشتری ایران شد .

       با توسعه روابط بازرگانی کاروان ها زیادتر می شد و مردم بیش از پیش به نقاط دورتر سفر می کردند .

       با ظهور بخت نصر اول ( 1146 - 1123 ق م ) در بابل، دوره اقتدار عیلامی ها به پایان رسید .

       بخت نصر اول شوش را گرفت و ویران کرد و از آن پس تا حدود300 سال بعد ، از تاریخ عیلام اطلاعی در دست نیست .

      زبان عیلامی ها نوعی زبان پیوندی بود که درست مفهوم نشده و حتی زبانی از خویشاوندان باستانی آن هم شناخته شده نیست.

       کتیبه های این دوره اغلب فقط به زبان عیلامی و به خط عیلامی مقدم بود .

      از تمدن عیلامی ظروف و پیکره های کوچک سفالینی در شوش و مجسمه ها و اشیایی برنزی در لرستان یافت شده و گر چه میان این نمونه ها و نیز حجاری های روی صخره های جنوب غربی ایران با نمونه های معاصر آن ها که در نواحی بین النهرین به دست آمده قرابت بسیار دیده می شود ، جنبه تزیینی و تمایل به سبک پردازی که از خصایص بر جسته این آثار است ، اصالت ایرانی  آنها را می نمایاند . معماری عیلام شباهت بسیار به معماری بابل داشت و عیلامی ها به شیوه بابلی ها معابد برج مانندی به شکل یک هرم چند طبقه می ساختند که دور تا دور آن پله می خورد و بالای آن قسمت اصلی معبد و قربانگاه را تشکیل می داد .

       بزرگترین این نوع معابد در چغاز نبیل خوزستان کشف شده که از بناهای قرن 13 ق م بوده و در سال640  ق م  به دست آشور بنی پال پادشاه آشور ( 668 - 632 ق م ) ویران شده است .

      این معبد عظیم که در اصل پنج طبقه بود و 50 متر ارتفاع داشت در وسط شهر دورانتاشی ( در 30 کیلومتری جنوب شرقی شوش ) قرار داشت .

      از مهم ترین وقایع این دوران مهاجرت آریایی ها به ایران بود که از قرن 14 ق م شروع شد و قرن ها به طور متوالی ادامه داشت .

      واژه آریایی به معنی شریف و واژه ایران به معنی سرزمین آریایی ها است .

       مسکن اصلی آریایی ها جلگه های ممتد شمال دریای سیاه و دریای خزر در جنوب روسیه تا ترکمنستان و رودهای سیحون و جیحون بود . این اقوام به دلایل اقتصادی مهاجرت کردند و دسته ای به طرف اروپا و دسته دیگری به طرف هند و ایران سرازیر شدند .

      در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد در زمان سلطنت هیکسوس ها       ( قومی سامی نژاد ) در مصر ، آرایی ها از ایران به طرف مغرب پیشروی کرده ، برخی از آنان امارت نشین هایی به نام خود در بین النهرین و سوریه و فلسطین تاسیس کردند .

       در این عصر اسب را آریایی ها به بابل و مصر بردند که تا قرن ها بعد فقط در جنگ و برای کشیدن ارابه های جنگی از آن استفاده می شد .

       در همین  زمان  فلات  ایران به  تدریج به تصرف  قبایل آریایی در

      می آمد .

      •v  1000 - 700 ق م حکومت های محلی    آریایی ها

      آریایی ها یی که به هند و ایران آمدند ، از آسیای مرکزی مهاجرت کردند .

      گروهی به جانب هند و کش رفتند و از راه درۀ سند و پنجاب به هند روی نهادند و گروهی به جنوب و غرب ایران آمدند و در فلات ایران ماندگار شدند .

       آریایی ها سوار کار بودند و با زن و بچه و گله مهاجرت می کردند .

       در فلات ایران ، آریایی ها نخست همراه با گروه سواران خود به خدمت امرای محلی در آمدند و در طی ده ها سال به تدریج جانشین ایشان گشتند و ممالک کوچکی تشکیل دادند که شامل شهر هایی در احاطه باغ ها و مزارع بود .

      رفتلر آریایی های مهاجم با بومیان سرزمین ایران رفتار غالب با مغلوب بود ، به ویژه که بومیان را پست تر از خود می دانستند و حقی برای آنان قائل نبودند .

      در اوایل آنان را هر جا که می یافتند ، می کشتند ولی پس از استقرار و به دست گرفتن زمام امور ، کارهای پر زحمت را به آنان واگذار      می کردند .

       به مرور ار آمیختگی اقوام آریایی با بومیان ایران نژاد ایرانی پدیدار شد .

      اسامی اقوام آریایی و سکونتگاه های آنان در نجد ایران بر طبق      کتیبه های  هخامنشیان از این قرار بود :

      مادها در شمال غرب ایران ، پارس ها در جنوب ، هیرکانیان در     استر آباد ،پارت ها در خراسان ، آریان ها در مجاورت رود        آریوس ( هریررود ) ، درانگیان در شمال غرب افغانستان که سرزمیتشان تا سیستان امتداد داشت ، آرخوتیان در ناحیه رود هلمند و شاخه های آن در اطراف قندهار ، باکتریان در دامنه های شمالی هند و کش تا کنار جیحون ، سغدیان در ناحیه کوهستانی بین سیحون و جیحون ، خوارزمیان در واحه وسیع خیوه ، مارگیان کنار رود مارگوس           ( مرغاب ) که بیشتر در واحه مرو ساکن بودند و ساگارتیان در زاگرس شرقی .

      به این ترتیب آریایی ها در هر گوشه و کنار سرزمین ایران برای خود حکومت های محلی تشکیل دادند و شروع به شهر سازی کردند و دور تا دور شهر ها را با برج و بارو محصود نمودند .

      در حکومت های محلی آریایی جامعه به چند طبقه تقسیم می شد : امرا، نجبا ، آزادمردان مالک زمین ، کسانی که چیزی نداشتند و در آخر بردگان.

      املاک به امیران تعلق داشت و روستاییان تابع امرا بودند .برای صید ماهی و شکار جانوران و تربیت احشام عوارضی از سوی امیران وضع می شد .

       حفر قنات و ساختن پل و جاده و استحکامات بر عهده کارگران برده بود

      آریایی ها دیوارهای خانه ها را با آجر  خام و سنگ خشت می ساختند که در زمان خود بدعتی محسوب می شد .

      مذهب آریایی های ایرانی و هندی در آغاز یکی بود ، اما بعد ها جدایی یافت .

       آریایی ها معتقد به دو دسته موجودات نیکوکار و بد کار بودند . دسته اول را مایه خیر و رحمت می دانستند و بخصوص نور و باران را گرامی می داشتند .

       دسته دوم را منشاء بدی ها می دانستند و برای محفوظ ماندن از شر آنها به خواندن اوراد و سحر و جادو می پرداختند .

      آریایی ها مردگان را نه در خانه ها بلکه در گورستان هایی در فاصله چند متری شهر ها دفن می کردند و در کنار اجساد مردگان انواع وسایل زندگی و ابزار جنگی را می نهادند .

      قبر ها را به شکل تپه بالا می آوردند و روی آنها را با سنگ می پوشاندند .

      میان امرای محلی آریایی اغلب نزاع رخ می داد ، اما دشمن خطرناک اصلی آریایی ها آشوریان بودند که در گذشته مدتی تابع پادشاهان اکد و مدتی تابع پادشاهان اور به شمار می رفتند و از حدود 1950 ق م برای خود امپراتوری تشکیل داده ، روز به روز نیرومند تر شده بودند .

      آشوریان مدام به ایران و در اوایل قرن 8 ق م قسمت وسیعی از سرزمین ماد تا کنار دریای خزر را گرفته بودند .

       سر انجام همین تاخت و تازهای خونبار آشوریان اقوامی از آریایی ها را به اتحاد با هم و تشکیل نخستین دولت آریایی در ایران ( دولت ماد) واداشت .

      •v  700 - 650 ق م    تشکیل دولت ماد

      طوایف مختلف ماد از نژاد آریایی و شامل بوس ها، پارتاکن ها ، ستروخات ها ، آری سانت ها ، بودی ها و مغ ها بودند .

       هر یک از این طوبیف زندگی سیاسی و اجتماعی جداگانه ای داشتند .

       مادها در دو سرزمین ماد کوچک ( شامل آذربایجان و قسمتی از کردستان ) و ماد بزرگ ( شامل همدان و ری و اصفهان ) سکونت داشتند .

       امتداد ماد بزرگ از جانب شرق تا دربند دریای خزر می رسید و این گذرگاه تنگ با دره عمیق خود در کوه های  البرز آن را از سرزمین پارت جدا     می کرد .

       در حدود سال 700 ق م به همت دیا اکو از اتحاد طوایف مختلف ماد نخستین دولت آریایی در ایران تشکیل شد .

       هرودوت مورخ یونانی ( 484 - 425 ق م ) دربارۀ تاسیس دولت ماد می نویسد :« آشوری ها صدها سال در آسیای علیا حکومت می کردند .

       نخستین قومی که سر از اطاعت آنان پیچیدند ، مادها بودند که برای آزادی جنگیدند و رشادت ها نمودند تا از قید بندگی رستند .

      پس از آن سایر مردم به آنان تاسی کردند و به زودی تمام مردم قاره آسیا آزاد و مستقل شدند .

       اما چندی نگذشت که دوباره مطیع شدند

      (مقصوداطاعت ازمادهاست ) ».

      دیااکو دهقانی بود که مانند سایر مردم ماد در ده می زیست .

       او به سبب کفایت و عدالت خواهی مورد توجه مردم بود و مردم دعاوی خود را نزد او می بردند .

       دیا اکو پس از چندی به سبب گرفتاری از رسیدگی به امور مردم کناره گرفت .

      در پی اغتشاش و هرج و مرجی که پس از آن پدید آمد مردم به فکر انتخاب پادشاهی برای خود افتادند تا امنیت جامعه تامین گردد .

      آنان به دلیل سابقه خدمات دیا اکو او را به پادشاهی خود برگزیدند .

      دیا اکو نخست قراولان و مستحفظینی برای خود ترتیب داد و مردم را بر آن داشت که شهری تاسیس کنند و برای این کار محل همدان را که در دامنۀ کوه الوند قرار گرفته و از طرف شمال و غرب به واسطه بلندی های اسد آباد به کوه های زاگرس اتصال می یابد انتخاب کرد .

      همدان ابتدای راهی بود که از بین النهرین به ایران آمد و بلندی های اطرافش آن را از حمله دشمنان مصون می داشت .

       در آن زمان این شهر را اکباتان نامیدند .

      کلمه اکباتان را مشتق از هگمتانه به معنی محل اجتماع دانسته اند و صورت عیلامی آن هل مته نه به معنی سرزمین مادها است .

      مادها در اکباتان قصری ساختند که هفت قلعه تو در تو داشت . قصر سلطنتی و خزانه در آخرین قلعه درونی قرار داشت .

       دیوارهای هر قلعه به رنگی متفاوت بود .

       این نوع رنگ آمیزی به تقلید از رنگ آمیزی معبد بابل بود که بابلی ها آن را علامت سیارات سبعه می دانستند .

      دیااکو مقرراتی برای دربار خود ترتیب داد .

      او خودش به داد خواست هایی که توسط فرد معینی به دستش می رسید ، رسیدگی  می کرد .

       در صورت وقوع جنایتی مقصر را احضار و محاکمه و مجازاتش را تعیین می نمود . دوره طولانی سلطنت او صرف جمع آوری و متحد کردن طوایف پراکنده ماد شد .

      در آن زمان دولت ماد چون هنوز خود را قادر به جنگ با آشوریان   نمی دید ، با دادن باج به آشوریان آنان را از تعرض به قلمرو خود باز می داشت ، به ویژه که پادشاه آشور هم به جنگ های متمادی با بابل و عیلام اشتغال داشت و مجال توجه به کوهستان های دور و سخت را  نمی یافت .

      دیااکو در اجرای عدالت سختگیر بود و در سراسر قلمرو خود جاسوسانی داشت .

       پس از دیااکو پسرش فرورتیش پادشاه ماد شد ( 655 ق م )

       وی در ابتدا سیاست پدر خود را در قبال آشور دنبال می کرد و به طور مرتب به پادشاه آشور باج می پرداخت ، زیرا می دانست که دولت ماد هنوز چندان قدرت نداشت که خود را از قید آشوریان خلاص کند .

       او در ضمن دور نگه داشتن آشوریان از قلمرو خود ، سرزمین هایی  را که در زمان پدرش به دولت ماد ملحق نشده بودند ، به مملکت خود ضمیمه می کرد . 

      •v  650 -600 ق م دین زرتشت

      فرورتیش قوم پارس و پس از آن سایر اقوام فلات ایران را تحت فرمان خود درآورد و چون مملکت خود را وسیع دید ، حاضر نشد بیش از آن از آشور تمکین کند و به سوی سرزمین آشور لشکر کشید .

      در آن زمان دولت آشور در اوج اقتدار خدو بر لیدی ( سرزمینی در آسیای صغیر مطابق با شمال غربی ترکیه کنونی ) و مصر مسلط شده ، عیلام را هم نابود کرده بود .

       حمله مادها به آشور به شکست انجامید و فرورتیش در این جنگ کشته شد .

      بعد از او پسرش هو وخ شتره به حکومت رسید ( 633 ق م ) . در ابتدای حکومت او موقعیت سرزمین ماد خطرناک بود .

      هو وخ شتره قبل از هر چیز قشون خود را نیرومند کرد و به شیوه آشوری ها سپاهی دائمی شامل سواره نظام و پیاده نظام تشکیل داد .

      اسلحه پیاده نظام تیر و کمان و شمشیر بود .سواره نظام در تیراندازی و اسب سواری و فنون جنگ و گریز مهارت داشتند .

      حمله هو وخ شتره به آشور با وحود مقاومت سخت آشوری ها سرانجام به شکست سردار آشور انجامید .

      سپاه ایران تا نینوا پایتخت آشوریان پیش رفت و شهر را محاصره کرد . محاصره نینوا به سبب استحکامات آن مدت ها به طول انجامید .

       با تاخت و تاز سکاها در آذربایجان و نواحی مجاور آن ، هووخ شتره ناچار محاصره نینوا را ترک کرد و به دفع سکا ها شتافت ، و نزدیک دریاچه ارومیه با آنان جنگید .

      اما شکست خورد و مجبور شد شرایط سنگین آنان را بپذیرد .

       وی عده ای از شکارچیان سکاها را به دربار خود وارد کرد تا به جوانان ماد فنون شکار را بیاموزند .

      سال ها سکاها در سرزمین های مختلف شمال غربی ایران و آسیای صغیر به تاخت و تاز مشغول بودند و از مردم باج می گرفتند و آبادی ها را غارت می کردند .

       تا عاقبت هووخ شتره با حیله ای سردار و تمام سران سپاهشان را در ضیافتی در حال مستی به قتل رساند و سپس سپاهیان سکاها را با خواری از ایران بیرون راند ( 615ق م ) .

      سپس یک بار دیگر در صدد انقراض حکومت آشور بر آمد . در این زمان در سرزمین آشور بعد از مرگ آشور بنی پال بین جانشینانش بر سر فرمانروایی نزاع در گرفته بود .

      عاقبت بنوپلسر حاکم بابل اعلام استقلال کرد .

       هووخ شتره با او عقد اتحاد بست و در پی این اتحاد شهر آشور را گرفت و دو سال بعد نینوا هم گرفتار همین سرنوشت شد                   ( 612 ق م ) 

       سپاه ماد در سال 606 ق م حران مقر جدید سلطنت آشور را هم تصرف و دولت آشور را منقرض کرد .

      به این ترتیب با تشکیل امپراتوری ماد برای نخستین بار شالوده برتری اریایی های ایران در شرق قدیم ریخته شد .

       از مذهب مادها اطلاع دقیقی در دست نیست و به دلیل اختلاف نظر محققین در مورد تاریخ تولد زرتشت به طور قطع نمی توان گفت که مادها زرتشتی بودند .

      برخی از پژوهشگران معتقدند که چون آریایی ها در عهد قدیم عناصر طبیعی و به ویژه نور را می پرستیدند ، پرستش مهر هم در مذهب مادها وجود داشت .

      برخی دیگر معتقدند که مغ ها مذهب را با سحر و جادو در آمیخته بودند و چون زرتشت دین خود را ارائه داد بر او شوریدند و او ناچار از ماد به باختر رفت .

       بر طبق متون زرتشتی موجود زرتشت پیامبر در قرن هفتم فبل از میلاد کنار دریاچه ارومیه ولادت یافت و در 30 سالگی کنار                                       رود دائیتی یا ( شاید رود ارس کنونی ) به پیامبری مبعوث شد و چون با شورش مغ ها مواجه شد به انر خدای یگانه                              ( در دین او موسوم به اهورامزدا ) به دربار ویشتاسب                  پادشاه باختر رفت .

      ویشتاسب بعد از 2 سال دین زرتشت را پذیرفت و از آن پس این دین به سرعت در توران و ایران و هند و آسیای صغیر رواج یافت . زرتشت عاقبت در جنگ های مذهبی کشته شد .

      کتاب دینی او اوستا نام دارد که به عقیده پروفسور وست شرق شناس انگلیسی ( 1824 - 1905 م ) از اوستای قدیم فقط یک چهارم آن موجود است .

      اوستای کنونی شامل پنج قسمت : یسنه، ویسپرد، وندیداد ، یشتها و خرده اوستا است .

      در اوستا به ورزش پرتاب نیزه که مورد علاقه جوانان ایرانی بود اشاره شده است . 

      • v 600 - 550 ق م تمدن گزینی در عهد مادها

      دولت های ماد و بابل پس از سقوط آشور متصرفات آن را بین خود تقسیم کردند و سهم ماد کشور آشور به معنای خاص و ولایت شرقی آسیای صغیر شد و شامات و فلسطین به بابل تعلق گرفت .

      پس از آن هووخ شتره در منطقه خود تک تک ولایات را گرفت و در پیشروی به سوی غرب با پادشاه لیدی که از کشورهای ثروتمند عصر خود به شمار می رفت و پایتخت آن سارد بسیار آباد بود جنگید .

      در همین کشور بود که در قرن هفتم قبل از میلاد برای نخستین بار سکه ضرب شده بود .

      جنگ بین ایران ولیدی  عاقبت به صلح انجامید . در زمان هووخ شتره قلمرو ماد به منتهای وسعت خود رسید ، به طوری که از غرب به رود هالیس ( قزل ایرماق در قسمت مرکزی ترکیه کنونی ) و از جنوب غربی به کشور بابل محدود می شد .

       سرزمین وان ( ارمنستان کنونی ) در شمال جزو قلمرو ماد بود و از طرف شرق حدود ماد تا باختر و جیحون می رسید .

      در این زمان بخت نصر دوم پادشاه بابل برای در امان ماندن از خطر حمله مادها به سرزمین خود استحکامات قوی در سر حدات شمالی کشور خود ایجاد کرد .

       پس از هووخ شتره پسرش آژی دهاک( که ایشتو ویگو نیز نامیده شده ) جانشین او شد ( 585 ق م ) .

      در مدت پادشاهی آژی دهاک ایران با بابل و لیدی روابط صلح آمیزی داشت . دربار ماد در عصر آژی دهاک باغ ها و شکار گاه های وسیع و امکاناتی برای انواع ورزش ها و بازی ها داشت .

      عاقبت دولت ماد در زمان آژی دهاک به دست دختر زاده او کوروش هخامنشی منقرض شد .

      پدر کوروش کمبوجیه فرمانروای انشان و مادرش ماندانا دختر         آژی دهاک بود .

       کورش در 559 ق م به پادشاهی انشان رسید و پس از آن که سران قبایل پارس را زیر فرمان خود متحد کرد ، با نبونیدوس پادشاه بابل عقد اتحاد بست و با طغیان بر ضد آژی دهاک در 553 ق م عاقبت او را مغلوب و اسیر نمود و با تصرف اکباتان سلسله ماد را منقرض کرد .

      در عصر مادها طبقات اجتماعی شامل سپاهیان ، کشاورزان و    دامداران ، روحانیون و کسبه بود .

       کشاورزی و دامداری و به ویژه پرورش اسب رونق شایانی داشت و مورخین از چراگاه های وسیع و اسبان زیبا و اصیل ماد که گویا به بین النهرین و مصر و عربستان هم صادر می شد سخن گفته اند .

      از میان صنایع ، سنگ تراشی ، سفالینه سازی و نساجی رواج داشت . بعضی از قبایل بیشتر به فلز کاری می پرداختند و از جمله قبایلی که در کوه های لرستان می زیستند ، در ساختن مصنوعات مفرغی مهارت داشتند .

       ذوق ایرانیان در عصر مادها در ساختن زین و برگ و اسلحه بسیار مزین و ظروف مصنوع از فلزات گرانبها و جامه های قلابدوزی شده چشمگیر بود .

      آثار هنری مادها تحت تاثیر شیوه های آشوری و سکایی بود . معماری در عهد مادها نسبت به عهد بومیان ظریف تر بود و به استفاده فراوان از ستون در ساختمان ها علاقه داشتند .

      از جمله آثاری که از آن عهد باقی مانده عبارتند از :

       مجسمۀ شیر سنگی نزدیک همدان ، صورت حجاری شده مردی در دخمه ای نزدیک سر پل ذهاب ( موسوم به دکان داوود ) ، تصویر فروهر بر بالای دخمه ای در نزدیکی صحنه، دخمه ای در دیران  لرستان ( موسوم به اتاق فرهاد ) ، پیکر حجاری شده مردی در حال عبادت در دخمه ای در ده نواسحق وند نزدیک کرمانشاه ، و تصویر شاه و روحانی در طرف مشعل آتش در قیز قاپان .

      در نقوش برجسته ای که از آن عهد باقی مانده مردان ماد با ریش و سبیل ، کلاه نمدین ، قبای آستین دار و کفش ساقه بلند بندی با پنجه بر گشته تصویر شده اند .

       آنان پوست حیوانات را بر جامه خود  می افکندند . زبان و مادها منشأ زبان آریایی و الفبای ایرانی است .

       اینزبان به زبان قوم پارس شباهت زیاد داشت .

       برخی از پژوهشگران زبان کردی و برخی زبان پشتو افغانی را مشتق از زبان مادها می دانند .

       خط مادها همان است که خط باستانی پارسی یا خط هخامنشی ردیف اولی نامیده شده است .

      • v 550 - 525 ق م تأسیس سلسله هخامنشیان

      کوروش هخامنشی  از طایفه پاسارگاد از قوم پارس در سال 550 قبل از میلاد سلسله هخامنشیان را بنیان نهاد و ابتدا اکباتان را به پایتختی برگزید .

      او در سال 547 ق م با کرزوس پادشا ه لیدی که قصد تسخیر متصرفات مادها را در شرق رود هالیس داشت جنگید و سارد را گرفت و سپس بقیه نواحی آسیای غربی را به تصرف خود در آورد .

      سردارانش یونیایی ها و کاریایی ها و لوکیایی ها ( ساکنان ناحیه یونان قدیم آسیای صغیر ) را به اطاعت واداشتند .

       و شورش لیدی را فرو نشاندند.

       شاهان کیلیکیا ( ناحیه جنوب شرقی آسیای صغیر ) و گوتیوم به رغبت اطاعت از پارس را پذیرفتند .

      در سال 540 ق م کوروش به بابل که بیشتر ایلات آن به تصرف وی  در آمده بود  لشکر کشید و بدون جنگ وارد بابل شد و خود را شاه بابل نامید .

      و هر چند که او در مراسم سال نو 538 ق م به آداب و شعایر دینی بابلیان عمل نکرد، فرزندش کمبوجیه به جای او چنین کرد.

       در آن زمان دانیال نبی از انبیای بنی اسرائیل در بابل می زیست .

      دانیال ( به عبری یعنی خدا داور من است ) در سال 597 ق م در حمله بخت نصر دوم به فلسطین اسیر و همراه گروه کثیری از یهودیان به اسارت به بابل برده شده بود.

      پس از استیلای ایرانیان بر بابل ، داریوش مدی حاکم ماد و عامل کوروش در تصرف بابل ، به دانیال نبی منصب وزارت داده بود .

      دانیال در دوره کوروش مورد احترام و لطف وی بود و به شوش آمد و تا پایان عمر در همان جا زیست ( بقعه دانیال نبی در کنار رود شاوور از زیارتگاه های خوزستان است ) .

       در سال 528 ق م کوروش اجازه داد یهودانی که بخت نصر دوم از فلسطین کوچانده بود به زادگاه خود برگردند و دستورهایی برای تجدید بنای بیت المقدس صادر کرد .

      سرزمین های شمال و شرق ایران هم تابع کوروش بودند . به فاصله کوتاهی پس از شکست آژی دهاک ( آخرین پادشاه ماد ) هورکانیان ، پارتیان، باکتریایی ها و سکاها فرمانبردار کوروش شدند .

      کوروش در کنار سیحون شهری به نام کوروش بنا کرد و سدهای محکمی در برابر حملات قبایل آسیای مرکزی ساخت .

      کوروش در سال 530 ق م پس از تعیین کمبوجیه به عنوان            نایب السلطنه بابل ، لشکر به شرق کشید ودر ضمن همین لشکر کشی کشته شد و در پاسارگاد مدفون گشت .

      امپراتوری هخامنشی که کوروش تأ سیس کرد از سند و سیحون تا دریای اژه و مصر امتداد داشت.

       در آن زمان دین زرتشت که اصول اولیه آن بر مبنای پرستش خدای یگانه ( اهورامزدا) قرار داشت، به مرور با گسترش در هر ناحیه بر اثر اختلاط با عقاید محلی و بومی رنگی از خرافات و شرک به خود گرفته ، شعب مختلفی از آن به وجود آمده بود .

       امور دینی و اجرای مراسم مذهبی رامغ ها بر عهده داشتند که یکی از 6 طایفه قوم ماد بودند .

      شغل مغ ها موروثی بود و کسی می توانست مغ شود که پدرش مغ بود . در دوره کوروش به اسب سواری و تیراندازی اهمیت زیاد می دادند . سواره نظام برای تمرین نظلمی از جوشن و زوبین استفاده می کرد .

      ارابه رانی رایج بود و از ارابه های داس دار در جنگ ها استفاده     می شد .

       پیاده نظام مسلح به سپر و شمشیر و تبر زین بود و سپاهیان ایران به مهارت در نبرد تن به تن شهرت داشتند .

       زبان مردم آن عصر زبانی بود که امروز پارسی قدیم نامیده می شود و با زبان سانسکریت ( زبان کتاب مقدس هندوان) و زبان اوستا از یک زبان مشترک به نام زبان آریانی پیشین منشعب شده بود که امروز دیگر هیچ اثری از آن نیست .

      در آن زمان ایرانیان برای ضبط دقیق سرودهای دینی خطی به نام دین دبیره ( خط حرفی یا الفبایی ) پرداختند .

       خط میخی سومری و بابلی را هم تهذیب و تلخیص کردند و آن را به صورت خط ساده حرفی برای کتابت زبان پارسی قدیم به کار بردند .

      قدیمی ترین کتابت زبان پارسی قدیم کتیبه های کوروش است . پس از کوروش پسرش کمبوجیه بر تخت نشست و برادر خود بردیا را مخفیانه به قتل رسانید .

      •v  525- 500 ق م گسترش سرزمین هخامنشیان

      مهم ترین واقعه زمان کمبوجیه فتح مصر ( 525 ق م ) بود که  کوروش اندیشه آن را داشت .

      سپس کمبوجیه به فکر تصرف کارتاژ ( در شمال آفریقا ) و حبشه

       ( در شرق آفریقای مرکزی ) افتاد و قسمت شمال حبشه را به قلمرو خود ضمیمه کرد .

      زمانی که کمبوجیه در مصر بسر می برد ، مغی به نام گوماتا در ایران سر به شورش برداشت و خود را بردیا خواند و چندی حکومت را به دست گرفت .

      کمبوجیه در حال عزیمت از مصر به سوی ایران در سوریه این خبر را  شنید و همان جا در گذشت ( 521 ق  م ) .

      داریوش پسر و یشتاسب حاکم پارت به یاری 6 تن از نجبای در بار گوماتا را دستگیر و هلاک کرد و خود زمام امور را به دست گرفت . وی بی درنگ تمام شورشیان و گردنکشان داخلی را سرکوب کرد ، به طودی که تا 519 ق م همه شورش ها فرو نشسته بود و او بر سراسر امپراتوری هخامنشیان استیلا داشت .

      داریوش برای جلب قلوب مردم مصرسفری به آن دیار کرد( 517 ق م)

      سپس هند غربی را نیز ضمیمه ایران کرد .

       بر طبق بعضی از مآخذ امپراتوری ایران در 513 ق م از شرق تا رود سند و از غرب تا تراکیا و مقدونیه گسترده بود .

      در حدود 512 ق م داریوش به جنگ با سکاها پرداخت .

       لشکر عظیم ایران از تنگه بسفر گذشت و تراکیای شرقی را مطیع ساخت و از دانوب عبور کرد .

      بعد از واقعه بردیای دروغین قدرت مغ ها محدود و نفوذ آنان از دربار و ادارات دولتی قطع شد و فقط اجرای مراسم قربانی و تعبیر خواب و پدیده هایی از قبیل کسوف بر عهده مغ ها بود .

      داریوش اول سازماندهی مجددی در تمام امور مملکت به عمل آورد . در زمان او امپراتوری پهناور ایران به 30 ایالت بزرگ تقسیم شد که 46 قوم از نژاد های گوناگون با حفظ استقلال فرهنگی و دینی و قضایی خود در آن سکونت داشتند.

      اداره هر ایالت برعهده یک شهربان ( والی ) بود که همواره مأموری به مراقبت از اعمال او می پرداخت  و به مرکز گزارش می داد .

      سالی دو بار هم مأموران ویژه ای تحت عنوان چشم و گوش شاه که احکامشان ضمانت اجرایی هم داشت ، برای بازرسی امور به طور غیر منتظره به شهر ها سرکشی می کردند .

      رای حفظ ارتباط بین نواحی دور و نزدیک ایران راه های سراسری و استانی ساخته شد ک هبه دقت نگه داری می شد .

      معروف ترین راه به طول 2700 کیلومتر از شهر افسون در آسیای صغیر تا شوش امتداد داشت .

      در این راه 111 کاروانسرای مجهز در فاصله های معین ، همیشه برای چاپارهای دولتی اسب های تازه نفس آماده داشتند.

      کاروان ها در 90 روز و پیک های سریع دولتی در یک هفته این راه را طی می کردند .

       راه سراسری دیگری هم بابل را به هند متصل می کرد . ترعه ای بین دریای سرخ و رود نیل حفر شد و کشتی ها از نیل از طریق دریای سرخ به ایران رفت و آمد می کردند .

      ایران با کارتاژ نیز ارتباط داشت و کشتی های ایرانی سواحل ایتالیا و سیسیل را می پیمودند .

       در پایتخت ها و مراکز استا ن ها برای حفظ امنیت پادگان هایی دایر بود که در موقع جنگ سپاهیان پیاده و سوار را گرد آوری و اعزام می کردند . سپاهی دائمی به نام سپاه جاویدان تأسیس شد که تعداد افرادش همیشه 10000 نفر بودند .

      پرچم سلطنتی عبارت از عقابی از زر با بال های گسترده بود که آن را روی   چوب  بلندی  استوا رمی داشتند  یا بر گردونه  شاهی   نصب

       می کردند.

      مالیات ها  نقدی  و جنسی بود .

      فقط پارس از دادن مالیات معاف بود .

      بعضی از ملل تابع نظیر حبشی های مجاور مصر و گرجی ها و ملل همجوار آنان تا قلل کوه های قفقاز و اعراب هدایایی برای دربار می فرستادند.

      در آن عهد بنا های تازه ای در شوش ، بابل، اکباتان و از همه مشهورتر در تخت جمشید ساخته شد .

       آثار تاریخی تخت جمشید شامل صفۀ تخت جمشید و شهر باستانی پارسه محیط بر آنست .

      500- 475 ق م رونق صنایع در عهد هخامنشیان

      در سال 500 ق م  دولتشهرهای یو نانی سواحل آسیای صغیر علیه حکومت ایران شورش کردند و آتن و ارتریا به آنان یاری دادند .

      داریوش اول پس از سرکوب این شورش ها به قصد  ضمیمه کردن یونان به قلمرو خود دو بار به آن سو لشکر کشید و بار دوم تا آتن پیش رفت ، اما در ماراتن شکست خورد . ( 490 ق م ) .

      سپس شورشی در مصر روی داد که مانع از لشکر کشی مجدد او به یو نان شد .

       بعد از وفات داریوش اول ، خشایار شا  فرزند ارشد او از همسر دومش آتوسا به پادشاهی رسید (485  ق م ) .

      وی شورش مصر را فرو نشاند و مملکت بابل را منحل کرد و برای جبران شکست ماراتن تدارک لشکر کشی را دید .

       خشایار شا پس از عقد اتحاد با کارتاژ و پیوستن نواحی کو چک یو نانی نظیر تسالی ، تب و آرگوس به ایران ، با سپاهی عظیم از سارد عازم یو نان شد .

      سپاه ایران در نبرد تر موپیل به پیروزی دست یافت .

      اما در پی تو فان شدیدی که دست کم 400 کشتی جنگی ایران را نزدیک ساحل سیپاس از بین برد ، ناوگان ایران در نبرد سالامین از ناوگان یو نان شکست خورد.

      خشایار شا  ماردو نیوس را برای ادامه جنگ بر جای گذاشت و خود به ایران باز گشت .

       یک سال بعد ماردونیوس در نبرد پلاته شکست خورد و ایران آخرین متصرفات خود را در اروپا از دست داد . ( 478 ق م )

      در زمان داریوش  اول با سلطه ایران بر قفقاز و هند غربی ؛  قلمرو هخامنشیان  از هند و پامیر تا دریای آدریاتیک و از دریای عمان       تا کو ههای قفقاز و دریای خزر و آن سوی سیحون گسترده بود .

      شوش و با بل مقر زمستانی ، اکباتان مقر تابستانی  و تخت جمشید محل برگزاری جشن ها و مراسم ویژه دربار بود .

      داریوش در جلب قلوب ملل تابع موفق بود .

      نامش در معابد منفیس در مصر به نیکی آمده است .

       وی هیأ تی را  به سرکردگی  سکو لاکس جهانگرد یو نانی به یک سفر سی ماهه اکتشافی  به اقیانوس هند فرستاد و مأ موری را نیز به قرطا جنه اعزام داشت تا مردم را از سه کار منع کند : قربانی کردن انسان ، سوزاندن اموات و خوردن گوشت سگ .

       در آن دوران به کشاورزی اهمیت زیاد داده می شد و شهربانانی که در زراعت و عمران موفق بودند پاداش می گرفتند .

      پسته، فندق، کنجد و برنج از جمله محصولاتی بود که اهالی یونان و مصر و حلب و بین النهرین از طریق ایران با آنها آشتا شدند .

      صید ماهی رونق داشت و از بنادر خلیج فارس انواع ماهی صادر می شد . فلزات در تمام ممالک تابع به وفور استخراج می شد .

      قبرس ، آسیای صغیر ، فلسطین، لبنان و دره های علیای دجله و فرات از جمله مراکز صدور نقره، آهن و مس ایران بودند .

      با پیشرفت   روش های اقتصادی ذوب فلزات ، امنیت راه ها و کاهش هزینه های حمل و نقل ، تخفیفی در بهای فلزات حاصل شده بود .

      سکه طلایی به نام دریک ( زریک= طلایی ) که پاک تر و سنگین تر از سکه طلای لیدی بود و سکه نقره ای به نام سیکل ضرب می شد .

      بزرگترین کتیبه های هخامنشیان شامل 4000 واژه پارسی قدیم از عهد داریوش اول مانده .

      او در کتیبه های تخت جمشید دعا می کند که خدای یگانه این مملکت را از دشمن بد و قحطی و دروغ بپاید .

       کتیبه های مهم دیگر در نقش رستم ( آرامگاه داریوش اول ) و بیستون قرار دادند .

      کتیبه بزرگ بیستون به خط و زبان پارسی قدیم و اکدی و عیلامی کلید کشف رمز کلیه خطوط آن عصر گشت .

      در این کتیبه ها داریوش اول پس از حمد خدای یگانه  که به فضل خود او را به مقام پادشاهی رسانده ، به شاهان بعد از خود تو صیه می کند که با دروغ و بیداد و فریب ، دشمنی ورزند .

      کتیبه شوش هم بسیار مفصل و از نظر تاریخی و صرف و نحو زبان پارسی قدیم مهم است .

      از دانشمندان عهد داریوش اول ، منجمی در بابل به نام نبوریمانو مطالعاتی درباره خسوف های ماه انجام داد و موفق به محاسبات دقیقی شد .

      • v 475-450 ق م رواج هنر در عهد هخامنشیان

      خشایارشا پس از بازگشت از یونان مدتی در سارد اقامت گزید و سپس به شوش رفت .

      وی شخصی به نام ساتاسپس را برای اکتشافاتی به دور قاره آفریقا اعزام داشت .

      خشایار شا در اواخر عمر دستخوش امیال درباریان شد و عاقبت رییس قراولان مخصوص به دستیاری یکی از خواجگان در بار او را به قتل رساند و پسرش اردشیر اول معروف به اردشیر دراز دست را به جای او نشاند ( 465 ق م ) .

      اردشیر شورش مصر را سرکوب کرد .

       در سال 464 ق م تمیستوکلس سیاستمدار یونانی به دربار ایران پناه آورد و کوشید اردشیر را به دخالت درامور یونان ترغیب کند، اما نشد .

      در آن دوران در ایران هنر حجاری و معماری رو به اوج بود و هنرمندان بابل و لیدی و مصر و یونان و اقوام دیگر در ایجاد آثار هنری به ایران یاری می رساندند .

      رواج مذهب زرتشت با توجه به اهمیت آتش و هوا باعث پیدایش نوعی سمبولیسم در هنر شد که حلقه ، هاله، بال و مرغ از نشانه های آن بودند و در معماری سبب ایجاد مظاهر بی مانندی چون آتشگاه ها و بقعه های راستگوشه سنگی نظیر بقعه کوروش در پاسارگاد گردید .

      بقایای شهر پاسارگاد ( به معنی قلعه پارس ) در دشت مرغاب کنونی در حدود 120 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد .

      در پاسارگاد ویرانه های کاخ ها و آرامگاه کوروش و برج سنگی منسوب به کمبوجیه و آتشکده ای با دو آتشدان سنگی باقی است .

      از آن عصر آثاری هم بر بالای صفه تخت جمشید باقی مانده که بقایای کاخ های متعدد با تالارهای عظیم و ایوان هایوسیع با ستون های متعدد است .

       صفه تخت جمشید پشت به کوه رحمت داده و بقایای برج و باروی محیط بر آن هم مشهود است .

      مهمترین ابنیه آن یعنی کاخ های آپادانا و صد ستون و کاخ مرکزی و تچر از آثار دوران داریوش اول و خشایار است .

      در آن زمان کاخ ها بر بلندی ها ساخته می شد و راه رسیدن به آنها پلکان هایی بود که از دو طرف بلندی بالا می آمد و  در برابر بنا به هم می رسید .

      تأ ثیر سبک های مصری و یونانی و آشوری در این بناها آشکار است. اما شیوه کلی معماری ، شیوه خاص ایرانی و سهم ذوق ایرانی در معماری آن عصر ، ایجاد تناسب در بین شیوه های مختلف در جهت عظمت بخشیدن به بنا ها و کثرت تزیینات تجملی آن ها بود .

       پیکره های سنگی کاخ های تخت جمشید گویا و ساده اند و رد تراشیدن آنها واقع پردازی و اندیشه های  حماسی با ظرافت و نظمی شگفت با هم تلفیق شده اند .

      از این قبیل اند نقش های برجسته خراج گزاران و سربازان و بردگان و جانوران و گیاهان که در پلکان های تالار های بزرگ کاخ ها بر دیوارها حجاری شده اند .

      دو کتیبه میخی به نام گنج نامه هم به زبان های پارسی قدیم و بابلی و عیلامی در کوهستانی در حدود 5 کیلومتری جنوب همدان از دوره داریوش اول و خشایار شا و نیز کتیبه هایی در وان ( ارمنستان ) و تخت جمشید از خشایار شا باقی مانده.

      در آن دوران تجارت در ایران رونق داشت . کالاهای تجارتی از تنوع چشمگیری برخوردار بود و شامل انواع فلزات و سنگ های معدنی و چوب و منسوجات و کاغذ و بلور آلات و اسبان اصیل می شد .

      در کرمان طلا و نقره استخراج می شد .

       سیستان به خاطر قلع مشهور بود .

       سنگ های ساختمانی را از کوه های عیلام استخراج می کردند . لاجورد را از بدخشان و فیروزه و عقیق را از خراسان می آوردند .

      هنرمندان در ساختن مجسمه های حیوانات توانایی زیادی داشتند و این مهارت خود را در هنگام ساختن جواهر ، اسلحه ، ظروف، مجسمه های تزیینی و استوانه ها و مهر ها آشکار می ساختند .

      مهرهایی از سنگ های قیمتی از آن عصر  به دست آمده که صحنه های مذهبی و تصاویر بزم و شکار بر آن هاست و شیوه های صنعتگران یونانی در آن ها به چشم می خورد.

      •v  450 - 425 ق م تبادل فرهنگی درعهد هخامنشیان

      اردشیر اول در 449 ق م معاهده کیمتون را با یونان منعقد ساخت . بر طبق این معاهده آتن جزیره قبرس را به ایران واگذار کرد و متعهد شد که هیچ گاه آتنی ها با اسلحه در متصرفات ایران وارد نشوند .

      ایران هم قبول کرد که تمام شهر های یونانی در آسیا مطابق قوانین خودشان اداره شوند و هیچ گاه ناوگان ایران به آب های یونان نزدیک نشوند . در این دوران روابط فرهنگی بین ایران و یونان برقرار بود و مورخان و دانشمندان یونانی به مصر و بابل و ایران سفر می کردند و به فراگیری تاریخ و مذاهب شرقی و علوم می پرداختند .

      هرودوت در پی سیاحت طولانی در شرق کتاب گردش جهان را تأ لیف کرد و در آن در مورد ایرانیا ن نوشت :

       " پارسیان دروغگویی را  ننگین ترین  عیب می دانستند و پس از آن بدهکاری را ، زیرا معتقدند بدهکار ناچار از دروغگویی خواهد شد . آب را محترم می دارند و آن را آلوده نمی کنند .

      قربانی را در کوه های بلند در هوای پاک ، با لباس پاک و پس از دعا برای تمام پارسیان ذبح می کنند .

      سپس مغی که در آنجا حضور دارند سرودهای مقدس را می خواند .

      پارسیان رعایت همسایگان خود را بیش از همه می کنند . عادات اجنبی را زودتر از سایر ملل می پذیرند .

      مردان پارسی چندین زن عقدی دارند.

      بهترین صفت را پس از رشادت این می دانند که پسران زیاد به دنیا بیاورند . به اولاد خود از پنج تا بیست سالگی سه چیز را می آموزند :

      راستگویی ، سوارکاری ، و تیراندازی " .

      در عهد هخامنشیان جوانان را به سحرخیزی و ورزش در هوای آزاد عادت می دادند و فنون اسب سواری ، صید ، تیراندازی با کمان ، پرتاب زوبین و پرتاب سنگ فلاخن را به آنان می آموختند .

      در آن دوران از چوب برای ساختن خانه ، کشتی ، گردونه جنگی ، ارابه حملو نقل و اسلحه استفاده می شد .

       آسیای صغیر  کرت ، قبرس ، لبنلن و هند مراکز مهم برش چوب ایران بودند .

      قالیبافی از صنایع مهم و رایج بود . قالی در زندگی مردم صحرا گرد و ده نشین و شهر نشین از لزوم اولیه محسوب می شد .

      نخستین بانک های  حقیقی خصوصی هم در عهد هخامنشیان در ایران تأسیس شد که سرمایه خود را در امور عمرانی و آبیاری و حفر قنات به کار می انداختند .

      با کاربرد حساب جاری و چک هم آشنا بودند ( واژه چک ایرانی است )

      واسطه تجارت بین ایران و ممالک تابع آن بنادر خلیج فارس از جمله دیلمون ، تا اکه ، آپستانه ، هرمزیه و گوگانه بود .

      ایرانیان قدیم مقادیر واحد را از بابل گرفتند و بر حسب شرایط زندگی خود تغییراتی در آن دادند .

       واحد مسافت اسپرسا مقداری بود که یک شخص بزرگسال می توانست در مدت 2 دقیقه طی کند ( بین 150 تا 190 متر ) و 30 اسپرسا معادل پرسنگ بود .

      واحد وزن در بابل میتا بود که در ایران به آن منه می گفتند .

      منه مادی معادل 561 گرم و منه پارسی معادل 420 گرم امروزی بود .

      ابزار کار در آن ایام بسیار ابتدایی و شبیه بیل و کلنگ و خیش بود . کارگران از همه سرزمین های تابع می آمدند و تشکیلات منظمی برای اداره آنان وجود داشت .

      مزدشان معلوم بود و معادل پولی همه محصولاتی که به عنوان دست مزد جنسی داده می شد ( مثل گوشت و گندم و جو ) به طور دقیق تعیین می شد .

      حدود نیم قرن طول کشید تا بعضی از پراخت ها سکه جایگزین محصول شد . در آن زمان سکه ها تاریخ نداشت .

      بر یک طرف سکۀ دریک صورت یک تیرانداز پارسی مشاهده می شد که یک زانو را بر زمین زده ، در حال کشیدن زه کمان بود .

      به دعاوی بین مردم قاضیان هر ایالت رسیدگی می کردند .

       یکی از وظایف مهم شهربانان نظارت بر امور قضایی و عملکرد قاضیان بود و قاضی اگر رشوه می گرفت به اعدام محکوم می شد .

      رسیدگی به جرایم سیاسی در ایالات به عهده شهربانان و در پایتخت بر عهده شاه یا قضات شاهی بود که مشاوران او بودند .

      •v  375 - 325 ق م هجوم اسکندر مقدونی در عهد هخامنشیان

      در اواخر دوره اردشیر دوم امپراتوری ایران گرفتار اختلافات داخلی و سرکشی والیان و امرای استقلال جو شد .

       پسر ارشد اررشیر دوم به نام داریوش به امر پدر به قتل رسید . پسر دیگرش اخس وسیله نابودی دو برادر دیگر خود را فراهم کرد و پس از اردشیر دوم نام اردشیر سوم بر تخت نشست ( 360 ق م ) .

      اردشیر سوم ابتدا شاهزادگان و نزدیکان دربار را به قتل رساند و سپس به فرونشاندن شورشهایی که در متصرفات ایران پدید آمده بود پرداخت . یونانیان به تشویق دموستن خطیب یونانی ( 384 - 322 ق م ) برای مقابله با فیلیپ مقدونی ( 359 - 336 ق م ) تز ایران کمک خواستند در همین زمان بود که اردشیر سوم به دست باگواس خواجه مورد اعتماد خود کشته شد . ( 338 ق م ) .

      و باگواس از بین پسران او ارشک را بر تخت سلطنت نشاند و سایرین را از بین برد .

      ارشک چون  از خیانت با گواس آگاه شد ، در صدد مجازات او برآمد .

      اما باگواس پیش دستی کرد و او را به قتل رساند ( 336 ق م ) و یکی از نوادگان داریوش دوم را به نام داریوش سوم بر تخت نشاند .

      داریوش سوم برای اینکه به سرنوشت دیگران دچار نشود باگواس را به قتل رسانید .

       در سال 336 ق م فیلیپ مقدونی به آسیای صغیر لشکر فرستاد .

      در 334 ق م  لشکر کشی های اسکندر مقدونی آغاز شد . اسکندر در کنار رود گرانیکوس ( قوجه چای کنونی ) در آسیای صغیر برای نخستین بار در سپاه ایران پیروز شد ( 334 ق م ) .

      نبرد دوم در 333 ق م درایسوس در آسیای صغیر و نبرد سوم در 331 ق م در گوگمل نزدیک موصل روی داد .

       در این نبرد پرتاب زوبینی به ارابه جنگی داریوش سوم و سرنگونی ارابه ران سبب شد که عده ای از سپاهیان ایران به تصور کشته شدن شاه از میدان جنگ بگریزند .

      فرار شاه و در پی آن عقب نشینی جناح راست نیرومند سپاه ایران هم آن هم درست در آستانه پیروزی بر سپاه اسکندر ، منجر به شکست قطحی ایران شد .

      داریوش سوم از طریق در بند دریای خزر به بیابانهای پارت گریخت و به دست والی بلخ به قتل رسید .

       به این ترتیب سلسله هخامنشیان منقرض شد .

      گفته شده که اسکندر جنازه داریوش سوم را به تخت جمشید فرستاد تا در مقبره شاهان ایران دفن شود .

      از دوران هخامنشیان غیر از بقای بناهای شوش و پاسارگاد و تخت جمشید ، دخمه هایی در کوه باقی مانده که برای مقابر شاهان می کندند و در جبهه بنا حجاری کاری انجام می دادند .

      در عصر هخامنشیان کشاورزی رونق داشت و هر کس زمین های بایر را آباد می کرد عایدات آن تا پنج پشت از آن او و اعقابش بود .

      املاک کشاورزی بزرگ را رعایا وابسته به زمین و غلامانی که بر اثر فتو حات به بیگاری گرفته می شدند ، می کاشتند .

      املاک کوچک بخصوص در فارس که از مالبات و عوارض معاف بود و دهقانان آن آزاد و مالک  زمین بودند وجود داشت .

      به منظور آبیاری زمین های کشاورزی سد هایی از سنگ بر روی رود های فرات و.

       کارون ساخته بودند که آبشار هایی پدید می آورد . 

      مردم در آن ایام آتش و آب و خاک را مقدس می دانستند و اجساد را قبل از دفن به موم می آغشتند  تا موم حایل بین خاک و جسد باشد در آن عصر اوستا را بر 12000  پوست گاو به خط طلا نوشتند و یک نسخه را در گنج شاپیگان و نسخه دیگر را در خزانه استخر گذاشتند و چون اسکندر قصر ها را آتش زد نسخه دوم سوخت .

      نسخه اول هم پس از ترجمه مطالب طبی و نجومی به زبان یو نانی    سو زانده شد .